با خانواده ایی وصلت کردبم ک از روز اول از شوهرم گرفته تا بقیه خانوادش بی احترامی میکردن و ی جوری رفتار میکردن ک انگار من بی ارزشم
ازدواج کردم شوهرم دست بزن داشت اونم خیلی بی رحمانه جوری ک چن بار مرگو با چشم خودم دیدم (فک میکردم اینجور چیزا رو تحمل کردن یعنی اهل زندگیم و بزرگ شدم )خلاصه گذشت و شرایط یخورده بهتر شد ولی هر روز ب ی چیز جدید پی میبرم اینکه شوهرم خیلییی بی تفاوته نسبت بهم و بلد نیس ابراز احساسات کنه و خیلی بی مسولیته بچه ۲ ساله دارم ولی یادم نییت یبار کمکی کرده باشه یا حال و شرایط من مهم نی برلش