2777
2789
عنوان

ببینید حق با کیه

146 بازدید | 20 پست

من خیلی لباس دوست دارم و کلا زیاد لباس میخرم البته از نظر خودم زیاد نیست ولی مامانم و خواهرم میگن زیاده ولی به نظرم به کسی مربوط نیست چون از اونا که پول نمیگیرم . من تو دوره بچگی و نوجوانی دقیقا تا زمانی که خودم برم سرکار خیلی قناعت میکردم یعنی سالی یه دست لباس میگرفتم از لوازم ارایشی و لباسای خواهربزرگترم مجبور بودم استفاده کنم و کلا خیلی تو تنگنا بودم حالا دیگه دلم میخواد داشته باشم و خوشم بیاد و خوب باشه میخرم حتی شده قسطی . حالا امشب چند تا تیکه لباس پاییزی که آف خورده بود اونم قسطی خریدم مامانم با لحن طلبکارانه و جدی میگه تو قرار بود دیگه خرید نکنی ! بعدشم که میگم من ناراحت میشم بدتر یه دور دیگه ناراحت میشه . درسته شاید از روی دلسوزی بگن ولی من واقعا برام عقده شده هر چی میخرم جبران اون دورانم نمیشه واقعا حسش از بین نمیره برام حالام که با پول خودم میخرم اینجوری باید تو ذوقم بخوره

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

لذتشو ببر بهشون گوش نده

دقیقا من نظری نمیپرسم ولی خودشون نظر میدن . خواهرم که خیلی پر روعه خودش به فکر سوراخ دوم گوش و فلانه من یکبارم اظهارنظر نمیکنم ولی خودشو دخالت میده

ببین دختر خوب درکت میکنم

اما به اندازه لباس خریدن به نفعته برنامه داشته باش

مثلا فصلی 4 دست بگیر یه سال که بگیری سال دوم به لباس کمتری نیاز داری 

بشرطی که ترند نگیری همیشه مد بگیری

ببین دختر خوب درکت میکنماما به اندازه لباس خریدن به نفعته برنامه داشته باشمثلا فصلی 4 دست بگیر یه سا ...

بحث من سر دخالت بیجاست چرا وقتی از کسی نظر نمیخوایم نظر میدن

خب میفهمم مادرا معمولا به لباس خریدن گارد دارن توجه نکن🙃

بخدا درد منو نکشیدی . فک کن من یه دختر شونزده هفده ساله بودم دلم میخواست یه رژلب حداقل داشته باشم شخصی باشه ولی نداشتم بعد برای آبجیم میخریدن چون بزرگتر بود میگفتن با هم استفاده کنید منم حالا برام مهم نبود گاهی استفاده میکردم کلی تا دعوامون میشد آبجیم میگفت اینا مال منه بهت نمیدم ببین اون لحظه بدترین حس عالم بهم دست میداد

خب میفهمم مادرا معمولا به لباس خریدن گارد دارن توجه نکن🙃

یا مثلا یدونه میزتحریر برای بچگیای آبجیم بود من کتابامو میزاشتم داخل کمدش تا دعوامون میشد میگفت این مال منه کمد منو خالی کن منم عین اسکولا بی زبون بودم حرص میخوردم ولی دم نمیزدم کمد   خالی میکردم کتابامو به زور جا میدادم تو دراور لباسا

یا مثلا یدونه میزتحریر برای بچگیای آبجیم بود من کتابامو میزاشتم داخل کمدش تا دعوامون میشد میگفت این ...

وای رفتار منم با خواهرم اینجوریه یعنی مکمکنه مثل تو حسرت بشه براش 

اخه خواهرم خیلی شلخته‌س برا همین نمیذارم کتاباشو بذاره تو کتابخونه‌م اگر نظم و رعایت میکرد میذاشتم 

اما حرفاتو دیدم خیلی ناراحت شدم فک کنم دل خواهر کوچکترمم شکسته  ۱۴ سالشه🥺💔

وای رفتار منم با خواهرم اینجوریه یعنی مکمکنه مثل تو حسرت بشه براش اخه خواهرم خیلی شلخته‌س برا همین ن ...

من اصلا بی نظم نبودم فقط صرفا چون دعوامون شده بود مثلا سر چیزی که حتی یادم نمیاد اون چیز چیه اینجوری میگفت .

بله اتفاقایی که تو دوران نوجوانی میفتن هیچ وقت فراموش نمیشن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

متأسفم

شمشیر_باز | -11 ثانیه پیش

کاش دختر بودم

tinasss | 0 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز