2777
2789
عنوان

گذشته م

| مشاهده متن کامل بحث + 372 بازدید | 56 پست

اما خودمو میزدم به اون راه که مثلا دیر اومدم ثبت نام خوابگاه تموم شده مهلتش،انتخاب واحدو بستن ومن دیر رسیدم همیشه یه بهونه یی میاوردم.بخیال خودم دوستام حرفامو باور میکردن

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

خدایا یادته ترم ۵.۶جراحی داشتیم و استاد دوتا جزوه داده بود و و چن روز فرصت داشتم با دوستمم قهر بودم پولم نداشتم جزوه هارو بگیرم،عصر ساعت ۷.۶که هوا تاریک شد نمیدونم چطور ولی اشتی کردیم ازش پول گرفتم و رفتم یکی از جزوه هارو گرفتم،روم نمیشد بهش بگم دوتاجزوه س .فقط یکیشو گرفتمو خوندم گفتم دیگه هیچ راهی ندارم 

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خدایااایادته کاراموزی پزشکی قانونی داشتیم همه دوستام ساعت ۸پامیشدن با اسنپ میومدن کاراموزی،من ۷سرپرست خوابگاهو بیدار میکردم میگفتم هوس پیاده روی کردم،الان راه میفتم که زودتر برسم.یادته پاهام چجوری تاول بسته بودو نمیتونستم راه برم؟اگه بودی چراهیچکاری نکردی برام اونموقع

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

یادته زمانی که امتحانای پایان ترم داشتم هیییییییییچی نداشتم براخوردن حتی یدونه تخم مرغ؟نمیدونم کسی باور میکنه یانه اما من بارها پیش اومد یک هفته غذانخوردم در حالی که داشتم میمردم از گشنگی ،بوی غذاکه به مشامم میخورد میمردم میگفتم کاش میشد یه لقمه از این مال باشه.خدایا من چه گناهی کرده بودم اخه؟منکه بنده ی ظاهرا خوبت بودم؟همیشه ی خدا روزه بودم نماز میخوندم.یه تار موم که بیرون بود اون روز تا صب از عذاب وجدان خوابم نمیبرد

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

خدایااایادته کاراموزی پزشکی قانونی داشتیم همه دوستام ساعت ۸پامیشدن با اسنپ میومدن کاراموزی،من ۷سرپرس ...

منتظرم بگی موفق شدم

و حالا یسری زدم به گذشته

که چطور جون کندم تا شدم این

فقط خدامیدونه که گفتن اینحرفا به اندازه مرگ برام سخته بااینکه هیچکس منو نمیشناسه

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

انشالله که نتیجه زحماتت رو گرفته باشی

گرفتم دوست عزیز.اما به چه قیمتی؟؟به قیمت خورد شدنم؟به قیمت له شدنم جلو کسایی که یک هزارم من نبودن فقط باباشون پولدار بود؟

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

منتظرم بگی موفق شدمو حالا یسری زدم به گذشتهکه چطور جون کندم تا شدم این

موفق شدم اما بقول شما  جوون کندم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

یادمه اونموقع همه چی ارزون بود زنگ زدم بخواهرم گفتم ده(هزار)تومن برام بفرس گفت باشه من میفرستم اما بنظرت چون مال شوهرمه حلاله؟فقط خدامیدونه چقد شکستم.زار زدم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

از همون روزا بود که کافرشدم هیچیو قبول نداشتم.میگفتم مگه میشه خدایی باشه منو ببینه و کاری نکنه؟مگه میشه خدا انقد بی وجدان باشه.زیرو روشدم.از یه دختر بشدت سرحال و شادو شنگول و پررر از امید و انگیزه تبدیل شدم به ادمی که هرروز خدا نگرانه،استرس داره میترسه.و حوصله ی هیچیو ندارم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

گرفتم دوست عزیز.اما به چه قیمتی؟؟به قیمت خورد شدنم؟به قیمت له شدنم جلو کسایی که یک هزارم من نبودن فق ...

همیشه اونایی که باباشون

پولداره ۱۰هیچ جلوعن‌ از زندگی

گاهی میگن خدا هر کیو بیشتر

دوست داشته باشه بیشتر امتحانش میکنه

ولی من میگم گاهی بندشو کلا فراموش میکنه

و اصلا مراقبش نیست ک چیا به روزش میاد..

الان خدا دقیقا همین کارو کرد بات

ذوقتو کور کرد ولی تو رسیدی به چیزی که خواستی

و انشالله موفق ترم باشی..

دانشگام تموم شد.طرحمو شروع کردم اوضاع بهتر میشد ظاهرا اما من مثه قبل نبودم.هرروز مسیر خونه تا محل کارمو که میرفتم زار زار اشک میریختم و میگفتم خدایا چراباهام اینکارو کردی؟منکه چیزی نمیخاستم توقعی م نداشتم چرا نخاستی خیییلی معمولی باشم.من دنبال خوشگذرونی نبودم میخاستم فقط اون روزام معمولی بگذره

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

گرفتم دوست عزیز.اما به چه قیمتی؟؟به قیمت خورد شدنم؟به قیمت له شدنم جلو کسایی که یک هزارم من نبودن فق ...

خدا رو شکر که نتیجه گرفتی. زندگی بالا و پایین زیاد داره منم یه موقع توی شرایطی افتادم که غذایی برای خوردن نبود از ترس تمام شدن نون و بی پولی جرات نذاشتم یه لقمه نون خالی بخورم میزاشتم برای بچه هام یادمه یه شب از گشنگی مونده بودم چکار کنم چندتا بلوط یه نفر برامون آورده بود با اینکه هیچ وقت نخورده بودم و دوست نداشتم مجبور شدم بخورم از فرط گشنگی 

همیشه اونایی که باباشونپولداره ۱۰هیچ جلوعن‌ از زندگیگاهی میگن خدا هر کیو بیشتردوست داشته باشه بیشتر ...

ممنون من از بابام راضیم.اونجایی که اون موقع من بودم تماااام زوری بود که زد بیشتر از اون دیگه نمیتونست کاری کنه.اما خداباهام بد تا کرد.همیشه میگفتم خدایا نمیبخشمت چون دیدی ولی کاری نکردی.دیدی و ساکت بودی و سرت گرمه بقیه ی بنده هات بود که حتی قبولت نداشتن

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108