قبلا ازدواج کرده جدا شده بچه ی سندرومی داره الان قصد ازدواج مجدد رو داره باز هنوز هم با طرف اونقدرا اشنا نشده
لطفا نگید که به تو چه ما خانواده ایم چه تو غم چه تو شادی نمیتونم وایسم دوباره بدبخت کنه خودشو
دوتا خواستگار پیدا کرده یکیشون خیلی وقته میاد میره پزشک عمومی تا الان ازدواج نکرده مادرش خیلی ناراضیه
یکی هم هست یه بچه داره و کامیون داره این یکی سنتیه
گیرهم داده میخوام ازدواج کنم هرچی میگیمدیکم اشنا شو میگه گیر بدید شانسی با یکی عروسی میکنم
مادر اون اقا پزشکه خیلی ناراضیه بعد دیدن خواهرزادم بیمارستان بستری شداز فشارعصبی
لطفا نظرتونو بدید بهش حتما نشون میدم
تاپیک هم میبندم بعد از یکم راهنمایی دیدن تاپیکم میبنذم که یه وقت فکرنکنین برای پربازدیدی دروغه و اینا