2777
2789
عنوان

دعوت هستید به محفل یک بیت شعر💗➕مشاعره🌱

| مشاهده متن کامل بحث + 1807 بازدید | 287 پست
یار تویی عشق تویی دلبر و دلدار توییدوست تویی روز تویی مونس و دلسوز توییبداهه# #ماندانا💚

یا رب جزتو ندارم آرزویی منتهای من تویی

ساحلی جزتو ندارم تکیه گاه من تویی❤️

بداهه

تو کریم تراز آنی که از نظر دور داری پرورده ی خودرا  یا   دورکنی به سوی خودکشیده ی خودرا  یا  آواره کنی ماوی داده خودرا  یا  به بلا سپاری کسی را که سرپرستی کردی تو و مهرورزیدی (دعای کمیل)
تو اصولیش کن دیگه بداهه است یعنی همین الان گفتم🥺🧡😅🥰😍😊😆

طول ابیات و مصرع ها باید یکی باشه 

تیا : چشمان دام : مادرم ❤ یه صلوات وقت زیادی از شما نمیگیره 🙂 صلوات هدیه به شهدا

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی


چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی


به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم


همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی


به ره تو بس که نالم ز غم تو بس که مویم


شده ام ز ناله نالی شده ام ز مویه مویی


همه خوشدل آنکه مطرب بزند به تار چنگی


من از این خوشم که چنگی بزنم به تار مویی


چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی


چه شود که کام جوید ز لب تو کام جویی


شود اینکه از ترحم دمی ای سحاب رحمت


من خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی


بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت


سر خم می سلامت شکند اگر سبویی


همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا


تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی


نه به باغ ره دهندم که گلی بکام بویم


نه دماغ اینکه از گل شنوم به کام بویی


ز چه شیخ پاکدامن سوی مسجدم نخواند


رخ شیخ و سجده گاهی سر ما و خاک کویی


بنموده تیر روزم ستم سیاه چشمی


بنموده مو سپیدم صنم سپیده رویی


نظری به سوی رضوان 1 من دردمند مسکین


که بجز درت امیدش نبود به هیچ سویی .

....

منم ان شاعر ساحر که به افسون سخن  از نی کلک همه قند و شکر میبارم

منم ان شاعر غمگین

که جانم خسته است اما

توان شعر گفتن را

همه جان و تنم دارد

بداهه# شعر از خودم😆🥰😍🧡

همه شب نماز خواندن همه روز روزه رفتن؛ همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن🕋 ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن؛ دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن🗣 شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن؛ ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن🌒به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد؛ که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن💞به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد؛ که به روی نا امیدی در بسته باز کردن🫂💙

منم ان شاعر غمگینکه جانم خسته است اماتوان شعر گفتن راهمه جان و تنم داردبداهه# شعر از خودم😆🥰😍🧡

یادش بخیر منم تا شش سال پیش شعر میگفتم کتابام اماده چاپ بود من شعر سپید میگفتم و پست مدرن ولی یه روز همه رو ریختم تو منقل و ....

تیا : چشمان دام : مادرم ❤ یه صلوات وقت زیادی از شما نمیگیره 🙂 صلوات هدیه به شهدا

بیا جانم🥺💗💚

شاخ گلی که آبش از جوی دیده دادم


دورم ز خویشتن کرد با صد هزار خواری


اگ از ادبیات سر در میاری سر سری نخون و رد شو چندبار از روش بخون مفهومش و درک کن ایهام تناسب و دریاب🥺



میشه برا قبولیم تو آزمون عملی تربیت بدنی صلوات بفرستین؟🥺

شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد


من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند

نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد


از غزل‌‌هایم فقط خاکستری مانده به جا

بیت‌‌های روشن و شعله‌‌ورم را باد برد


با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز

دیر کردی نیمه‌ی عاشق‌ترم را باد برد


بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت

وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد



....

یآر مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا  یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا مولانا🌻💙

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست که برده این دلم من به کجا سفر کنم

بداهه# شعر از خودم

🧡

همه شب نماز خواندن همه روز روزه رفتن؛ همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن🕋 ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن؛ دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن🗣 شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن؛ ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن🌒به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد؛ که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن💞به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد؛ که به روی نا امیدی در بسته باز کردن🫂💙

یآر مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا  یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا مولانا🌻💙

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست که برده این دلم من به کجا سفر کنم

بداهه# شعر از خودم

🧡

همه شب نماز خواندن همه روز روزه رفتن؛ همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن🕋 ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن؛ دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن🗣 شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن؛ ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن🌒به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد؛ که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن💞به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد؛ که به روی نا امیدی در بسته باز کردن🫂💙

تو همان یوسف کنعان که دلم در پی توستمنم ان زن که دو دیده اش به وجودت گرم استبداهه# شعر از خودم💗💚

تا تن تو در بغل گیرم چنان بویت کنم

تا نگیرد عطر تو از من جهانی عطر و رنگ

تو کریم تراز آنی که از نظر دور داری پرورده ی خودرا  یا   دورکنی به سوی خودکشیده ی خودرا  یا  آواره کنی ماوی داده خودرا  یا  به بلا سپاری کسی را که سرپرستی کردی تو و مهرورزیدی (دعای کمیل)
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792