بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بابا خاستگاری خودم نیست که اصلا دوستم چند ماه پیش خاستگاریش بود حالا نشسته بود داشت تعریف میکرد گفت آجیل گذاشتیم واسه کلاسش و اینا گفتم بپرسم ببینم میزارن یا نه
خیلی نگران اون ورژنمم ، که نگرانت بود . موقعیتی روقضاوت نکن که تجربه اش نکردی
آجیلو ولش کنخواستگاری چیشدجواب مثبت شد یامنفی بااین همه کلاسی که گذاشتن😁😁
هیچی دیگ جواب مثبتو دادن بعدشم که نامزدی و اینا گرفتن دی ماه بود این اتفاقا افتاد چون مدرسه میرفتیم عقد نکردن 1 خرداد مراسمشه آخه خانواده پسره خیلی با کلاس و پولدارن اینام خواستن جلو اونا کم نیارن اینجوری کردن
خیلی نگران اون ورژنمم ، که نگرانت بود . موقعیتی روقضاوت نکن که تجربه اش نکردی
انگاری یکی از فامیلای دورشونه تو محرم دیده بوده اینو رفته بودن مسجد اینم چیتان پیتان کرده بوده عبا و اینا پوشیده بوده اصلا داف شده بوده دیگ عکسشو نشون داد بعد پسره دیده ازش خوشش اومده چند ماه بعد مامانش اینا افتادن دنبال اینکه براش زن بگیرن اینم گفته اون دختره که فلان بود و اینا پرس و جو کردن فهمیدن کیه اینا کلا بازارین از اونجا فهمیدن پدر بزرگ پسره رفته به پدربزرگ دوستم گفته بعد اونم به باباش گفته دیدن وضعشون خوبه قبول کردن وگرنه ما امسال کنکور داشتیم اینم درسش خیلی خوب بود اصلا قصد ازدواج نداشت
خیلی نگران اون ورژنمم ، که نگرانت بود . موقعیتی روقضاوت نکن که تجربه اش نکردی