من زندگی کارمندی نمیخام که از سرماه تا اخر ماه منتظر باشیم به ۴روز نکشیده هم تموم بشه من یه کم طلا دارم هی میگم بیا بفروشیم خودمون کار راه بندازیم دستمون تو جیب خودمون باشه همش منتظر حقوق نباشیم همش میگه نه بابا من طلا میخام چی کار میشه باهاش کار راه انداخت ۱۰برابر این طلا رو از توش در اورد خسته شدم همش دارم بحث میکنم باهاش😭😭
مثلا چه کاری راه بندازی و چطوری؟ به همه ی جوانبش فکر کردی؟ اگه با جزئیات برنامه ریزی نکردی و همینجوری رو هوا فقط میگی بیا کار را بندازیم اونم جدی نمیگیره
نمیشه به خاطر ریسک هی نمیشه نمیشه راه بندازیم اینهمه ادم دارن کار میکنن درامد دارن
بله ولی میگم کنارش باید یه منبعی باشه که زمان خاک خوری کار جدید تحت فشار زیاد قرار نگیرید،ضمنا باید تحقیق کنید کاری که میخواین شروع کنید چیه؟میزان سرمایه؟اگه فروش هست ببینین چیا فروش داره،اگه خدماته ببینین چه خدماتی،منطقه ای که انتخاب میکنین،و اینکه اصلا تخصصش رو دارید یا نه
الان دختر عموم و شوهرش کافه راه انداختن،هر دو رفتن دوره دیدن،مشاور داشتن برای خرید لوازمش،محلی که پاخور باشه،خلاصه کلی دوندگی کردن راه افتاده قبل ماه رمضان افتتاحیه ش بود،ولی هم خودش هم شوهرش کارشون تعطیل نکردن،دختر عموم صبح تا ظهر کافه کاراشون میکنه کنار کارگرشون شوهرش ظهر تا شب با پسرعموم،باز میگه درآمد زیاد جالب نیست فعلا با پول شغل قبلیمون داریم میگذرونیم تا اینجا درست راه بیافته
بالا فکر کردم رو کاغذ نوشتم مبلغی که نیاز داریم همه کار کردم ولی هی میگه نه
پس ترسوعه و ریسک پذیر نیست اگه میتونی خودت تنهایی راه بنداز از شوهرتم بخواه که گاهی فقط کمکت کنه بگو نیازی نیست از کارت بیای بیرون فقط کمی کمکم کن خودم کار را میندازم