2789
عنوان

مادرشوهرم

324 بازدید | 11 پست

بچه ها منو و شوهرم دیروز بحثمون شد از طرفی فک کنم مامانش خبردار شده تو یه حیاطیم دیشب که رد شدم باهام سرسنگین بود الان چند روزه نرفتم خونشون پدرشوهرم مریضه بیمارستان بستریه اینم تو خونه تنهاست گفتم برم بنظرتون برم؟؟؟ 

هروقت هم که میرم میمونم که از چی حرف بزنم باهاش انگار هیچ حرفی ندارم حتی چند بار موقع بحث گفته وقتی میای مگه سوال بپرسن که جواب بدی 


دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

من تاپیک های قبلی شمارو خوندم بنظرم تو این زندگی که واسه خودت ساختی اصلا معنایی نداره 

مقصرشم خودتی به همسرت بیشتر محبت کن و اینو بدون که مادرشوهرت هر موقع پسرشو میکشونه طرف خودش از دلبستگی خودشه و مشکل از اونه 

بهتره با مشاور صحبت کنید هم خودتون هم همسرتون 

الان توی این شرایط فکر میکنین همسرتونم راضیه از این زندگی 

یا زندگیتو درست کن یا قید همچیو بزن و زندگی جدید شروع کن 

واقعا انگار شما همش بحث دارین 

اگر همسرت رابطشو با خانوادش کمتر میکرد و از هم دور تر بودین ۴۰درصد روابطتتون بهتر میشد ولی حالا باید یه پای محکم زمین بزنید برای ادامه زندگی بهترتون از اونجا بلند شید برین

الانم که دیگه از مادرشوهرت بدت میاد دیگ نمیتونی باهاش خوب باشی 

در واقع اونم نمیتونه اون بی احترامی میکنه شما ناراحت میشی 

شما ی چیزی بگی اونا جوابتو میدن

تنها راهت جدا شدن از خونه مادری همسرته 


من‌خودمم یکسال طبقه پایین مادرشوهرم زندگی میکردم درکت میکنم همسرمم هر روزی روزی دوبار باید میرفت خونه مامانش 

منم که میرفتم بی احترامی میدیدم ازشون واسه ارامش خودم نمیرفتم 

هر موقع بحثمون میشد میومدن وسط 

حتی داشتیم بحث میکردیم هی  زنگ در خونمون میزدن دو بار خودشون کلید انداختن اومدن تو خونم 

منم رفتم خونه بابام 

گفتم باید خونه جدا بگیره تا برم باهاش زندگی کنم 

اگه زندگیشو ومنو دوس داره خونه بگیره یه جای دیگ 

مجبورش‌ون کردم خونه بگیرن 

ولی باز اونا اذیت کردن خونه گرفتن با پولایی ک خودمون داشتیم الانم خونه به اسم پدر شوهرمه 

چیکار میشه کرد 

الانم که خونه جدا اومدیم خیلی بهتر شد 

به جای اینکه هر روز بره خونه مامانش یک در میون میره دیگ 

دعواهامونم ۷۰درصد کمتررشده

من‌خودمم یکسال طبقه پایین مادرشوهرم زندگی میکردم درکت میکنم همسرمم هر روزی روزی دوبار باید میرفت خون ...

چی خیرات میکنن اونجا

😍✨دخترکوردم .میل به زندگی دارم🍩عشقم همسرمههههه💛💛 دلم برای سقز تنگ شده😭دیااارم 🍬🍬🍬تاپیکامو دنبال کنید 😁  تاپیک هایی که برای استاد زبانم میذارم رو نگاه کنید  و استفاده کنید .قطعا موفق میشید🍸من مدیونشونم .با این شرایط اقتصادی بد  به من کمک کرد به خودم بیام😊🌹امید هست
من‌خودمم یکسال طبقه پایین مادرشوهرم زندگی میکردم درکت میکنم همسرمم هر روزی روزی دوبار باید میرفت خون ...

آفرین که فرار کردی شیر زنی بخدا 

خدایا کشورم را از قحطی و خشکسالی در پناه خودت محفوظ بدار

من تاپیک های قبلی شمارو خوندم بنظرم تو این زندگی که واسه خودت ساختی اصلا معنایی نداره مقصرشم خودتی ب ...

آخه چیکار میتونم بکنم شوهرم اصلا راضی به این کار نیس که خونه جدا کنیم خیلی گفتم خیلی اصرار کردم ولی راضی نمیشه حتی بهش میگم پس حیاط رو یه دیوار بکش حداقل اونطوری یکم بهتره ولی راضی نمیشه

بیا پی وی

از وقتي "فردارا ياد گرفتيم همه چيز را گذاشتيم براي فردا.از داشته هاي امروز لذت نبرديمو گذاشتيم براي روز مبادا.شايد بايد اينگونه "فردا" را معني كنيم فردا روزيست كه داشته هاي امروزت را نداری.پس امروز را زندگی کن، فردا حقيقت ندارد...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792