خالم یه زن شصت خورده ای ساله.خیلی حسوده.به همه چیز ما حسودی میکنه.همه چیزوواسه خودش و بچهاش میخواد.از خوشحالیما خوشحال نمیشه و شاید هم بر عکس.خدا هم انگار واسش وسیله نمیکنه.دوتا از بچهاش با خانواده همسراشون مشکل دارن.همش زندگی ما رو با زندگی بچهاش مقایسه میکنه.حسادتش رو باتک تک سلول هم حس میکنم.براش متاسفم خیلی زیاد چون اگه میخواست خوب بشه شده بود.خیلی هم خسیسه.جونش در میاد بخواد خرج کنه.خیلی وقتا با کاراش دلم میشکنه.میسپارمش فقط به خداااااا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
واقعا؟خاله من نفرین نمیکنه.ولی حتی لباس جدید بخری چشاش میخاد در بیاد.ادم به این سن یکم باید به خودش ...
اره همینطوره ..یه بار خاله منو نفرین کرده بود .من تازه نامزد کرده بودم و تا خاله فهمید گفت هر روز هر روز براشون خاستگار میاد اما دریغ از یه خاستگار برا دخترا من ...بعد گفته بود ایشااااالا ک سیاه بخت بشی ...این حرفو من از زبون خودش نشنیدم .بعد سالها دختر عروسی کرد و ۶ماه بعد ب دلایلی طلاق گرفت ..و اون کسی ک نفرین خالمو شنیده بود اومد پیش من گفت خالت چنین نفرینی در حقت کرده و نفرینش ما گیر دختر خودش شده
من لایق بهترینام.برای حل مشکل شوهرم یه صلوات مهمونمون کنید.لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین