خیلی وقت بود بیکار بودم مدرکمم گرفته بودم کپک زده بودم تو خونه که بهم زنگ زدن که شما استخدام شدین بیان اداره و مدارکتون رو تحویل بدین زیبارترین لحظه عمرم بود
هر شب که میخوابم بابام میاد بالا سرم میبوستم نازم میکنه سرم پتو میکشه میره .یا صبح جمعه خودش میاد نازم رو میکشه تا پاشم . این لحظات جز بهترین خاطره ها است برام که حس قشنگی رو بهم میده . خدا سایه هیچ پدر مادری رو از سر هیچ بچه ای کم نکنه .
یبار شوهرم قبل از ازدواجمون حدود چهار سال پیش میخواست بهم فیلم بده گفت من دوستم رو میفرستم بیاد از تو هاردت رو بگیره و بیاره تا برات فیلم بریزم چون خودم نمی تونم بیام. گفتم باشه و مشخصات بده. مشخصاتش رو داد. رفتم سر قرار یه اقایی با همون مشخصات جلوم نگه داشت سوار شدم اونم جلو. بعد شروع کردیم به صحبت. گفتم آقای فلانی... بعد گفت اقای فلانی کی باشه؟😐 هیچی دیگه فهمیدم که اشتباه سوار شدم و بعدش کلی هول کردم گفتم تورو خدا اقا نگه دار من اشتباه سوار شدم من از این ادما نیستم😂 مرده هم از اون ادمای جنتلمن بود از شانسم. از خنده مرده بود و پیاده م کرد. چند دقیقه بعد دیدم خود شوهرم اومد😁 فهمیدم می خواسته منو سورپرایز کنه. براش تعریف کردم و اونم کلی بهم خندید😒