امروز رفتم دکتر گفت دهانه ی رحمت زخمه یکم کلوتریمازول واژینال،مترونیدازول و آزیترومایسین داد گفت مشکلی نداری اگر تا دوسه ماه دیگه باردار نشدی همسرت ازمایش بده.شما تجربه یی راجب این موارد دارین؟
دوست عزیز کامنت بنده در یه تاپیک صرفا برای اظهار نظر برای صاحب تاپیکه لطفا افراد دیگه رپلای نکنید.با تشکر
سلام منم خون تو ترشحاتم بود رفتم متخصص گفت به خاطر زخمه مشکلت همون کلوتریمازول و مترونیدازول و سفیکسیم داد ولی بعد ده دوازده روز اصلا خوب نشدم نمیدونم چیکار کنم
به هر که مینگرم در شکایت است، در حیرتم که گردش گردون به کام کیست....
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سلام فواره قشنگ رویاهای مامان و بابا من هر شب وهر روز در انتظار دیدن روی ماه تو هستم که حتی نمی دانم که جورابت آبیست یا صورتی نمی دانیکه چقدر بیتاب در آغوش گرفتن میوه عشقم...نمیدانی چقدر میخواهمت انقدر که هرخواستنی برایم تمام شده و تو شده ای سر آغاز تمام ارزوهایم انگار تو پلی هستی میان من و ارزوهایم تو باشی به همه ارزوهایم خواهم رسید ..یکی یه دونه باغچه قلبم میدانی اگر بیای تمام ثمره عمرمان را به پایت خواهیم ریخت نکند نمیدانی مادر چقدر چشم انتظار توست اگر خدا را دیدی بگو مادر است دیگر دل دارد..چقد باید چشم انتظار جوانه زدنت باشم چقدر باید در انتظار تکان هایت در دلم باشم چقد باید منتظر شنیدن صدای قلب مهربونت باشم ...کاش این انتظار به سر آید و تو بیای تو بیایی جان مادر.هرچقدر باشد این انتظار به جان خواهم خرید چون میدانم شیرین ترین خواهی بود .مراقب دلت باش از همین حالا تا آخر دنیا سفیدو پاک بمونه .اونی که از الان تا خدا نگرانته( مامان).."ﺧﺪﺍی"ﻣﻦ ... ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ... می ﮔﻮیند بزﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺷﮑﺴﺖ، ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ... ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺭﻡ ... ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ"ﻗﺎضی ﺍﻟﺤﺎﺟﺎﺕ"می ﺧﻮﺍﻧﻢ، حتی ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮی... ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ "ﺍﺭﺣﻢ ﺍﻟﺮﺣﻤﻴﻦ"می ﺩﺍﻧﻢ، حتی ﺍﮔﺮ ﺳﺨﺖ ﺑﮕﻴﺮی... ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ... ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ"خدایی"... ﺍﻣﺎ ﻣﻦ... ﻣﮕﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﻭﻡ... ﻣﻦ ﺍﻣﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ... ﺑﺮﺍی ﺩﻟﻢ "ﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ" ﺑﺨﻮﺍﻥ... "ﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ" ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﻮﺩ ﺍﻳﻦ (ﻣﻀﻄﺮب)..... تا آرام گیرد این قلب نا آرام من..... "خدای من".... به حضورت، به نگاهت، به یاریت نیازمندم..... سال هاست به این نتیجه رسیده ام که " تو " آن مشترک مورد نظری هستی که همیشه در دسترسی. اِلٰهي وَ رَبّي مَنْ لي غَیْرُکَ🙏🏼🙏🏼🙏🏼