مثلاً رفتیم مهمونی به همه کیک دادن به من ندادنرفتیم عروسی به همه بچه ها شاباش دادن به من ندادنرفتیم ...
جمله آخرت رو با پوست و گوشت و استخوانم درک میکنم.همین اعتماد به نفسم رو نابود کرد. و یه آدم ترسو شدم. پدر و مادرم هم که دو تا اشغال از تو سطل زباله خدا بهم داد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.