این حس بلاتکلیفی قبل از طلاق دیونم کرده خیلی تنهام خیلی وابستگی بی حدی بهش داشتم منو مریض خودش کرده توی بیداری کم عذاب میکشم توی خوابمم نمیزاره یه خواب راحت داشته باشم همش توی خوابم میاد که با یکی رابطه داره مدتهاس این خواب رو میبینم الان بلند شدم با این خواب بعدشم ضجه زدم از خدا خواستم کمکم کنه یعنی میشه فراموشش کنم خیلی سخته نصیب هیچ کس نشه بعد از ۲۴ سال دلبستگی برام دعا کنید چقدر به خودکشی فکر میکنم که تا ابد یه عذاب وجدان بزارم روی دلش از کاری که باهام کرد ولی باز دلم برای بی کسی پسرم میسوزه چون اونم به من خیلی وابستس
اره شهر غریبم هیچکی رو ندارم حتی نزاشته یه دوست داشته باشم برای خودم با هر کسی دوستی کردم یه چیزی دراومد از داخلش البته از خودشم میترسیدم چون یه بار سرم اورد که با دوستم بهم خیانت کرد ولی الان نیاز دارم به یکی که حرفهامو بشنوه