2777
2789
عنوان

همکار خائن

75 بازدید | 5 پست

تاپیک قبلی خیلی بد نوشته بودم 

اینجا مرتب مینویسم

قضیه برای پارسال ولی فکرش خیلی وقتا عذابم میده و عذاب وجدان میگیرم 



چند ماهی میشد که یه جایی مشغول به کار شده بودم 

کارم سبک بود و حقوقشم خوب بود 

بعد یه مدت یه خانمی رو استخدام کردن 

خیلی پر حرف و زیادی شاد و زیادی صمیمی

منم از صمیمیت زیاد خوشم نمیومد

هیکلش ترکه ای و موهای بلوند و بلندی داشت

بعدا کم‌کم خودشو بهم نزدیک کرد 

منم احساس میکردم یه جوریه ...


کم کم شروع کرد از زندگیش گفت 

گفت زود شوهرش دادن سیزده ساله ازدواج کرده و نخواسته بچه بیاره 

گفت دوس نداره از شوهرش بچه دار شه 

گفتم وااا چرا مگه شوهرت چشه 

خیانت میکنه؟ دست بزن داره؟ 

گفت نه ولی خیلی دعوا داریم همش تو دعوا و قهریم

منم گفتم خب ازش جدا شو 

گفت مهریمو نمیده !

از حرفاش فهمیدم خونه و نصف ماشین بنامشه 

رسما میخواست شوهره رو تیغ بزنه 

یروز که شوهرش اومد منو ب شوهرش دوست خودش معرفی کرد!

 شوهرش  خیلی مظلووووم بود

مظلوم مودب آقا 

تو چشم آدم نگاه نمیکرد حتی 



یکی دو سری با هم رفتیم بیرون و کمی یخم پیشش باز شد . گفتم حتما اشتباه میکردم 

زود قضاوت کردم ولی نه 


نگو داره من خرو بازی میده تا شوهرش بهش اعتماد کنه 

کم کم فهمیدم با یکی میره دیت 

تلفنی کلی ناز و عشوه میومد ولی وقتی با شوهرش حرف می‌زد مثل سگ هار بود!!!فهمیدم میرفت بیرون میگفت با منه !!!

من بهش توپیدم گفتم چرا دروغ میگی 

با من نبودی 

فردا اتفاقی برات بیفته شوهرت یقه منو میگیره میگه پیش من بودی 

گفت هیچی نمیشه امل بازی در نیار


یروز مرخصی گرفتم قرار بود بریم مسافرت ولی کیف پولم رو جا گذاشته بودم 

کلید انداختم اومدم تو دیدم صدای آه و ناله میاد 

با ترز و لرز رفتم سر میزم کیف پولمو بردارم از کشوم

دیدم تو اون اتاق خانم داره با ی مردی س کس میکنه 


حالم بد شد جیغ کشیدم فرار کردم

بعد چند دقیقه دیدم هی داره بهم زنگ میزنه رد تماس کردم سریع بلاکش کردم 

بهم تو تلگرام پیام داد گفت تو رو خدا ب کسی چیزی نگو 

منو حسام عاشق همیم 

بهم گفته از زنش طلاق میگیره ولی من زن خوبیم دلم نیومد از زنش جداش کنم !!!(وای چه زن خوبی)

الانم درسته با حسامم ولی شوهرمم دوست دارم 

از اولم تقصیر شوهرم بود بی غیرتیش منو ب اینجا کشوند 

مثل آدم طلاقم نداد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم پیام دادم حالم ازت بهم میخوره زنیکه هرزه

بعد یکی دوروز یه آقایی بم پیام داد 

گفت من حسامم . تو فلان جا شرکت دارم و اگه خواستید بیاید اونجا راجع ب مسئله اونروز صحبت کنیم فقط خواهشا ب کسی چیزی نگید ما خانواده داریم 

اگه برای ما بد بشه برای شما هم بد میشه 

یجورایی تهدیدم کرد

منم ترسیدم باهاش قرار بذارم گفتم نکنه نقشه باشه یه بلایی هم سر من بیارن

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792