یه همکاری داشتم خیلی زبون باز و زرنگ بود
هیکل ترکه ای و موهای بلوند و بلندی داشت
بعدا کمکم خودشو بهم نزدیک کرد
منم احساس میکردم یه جوریه ...
کم کم شروع کرد از زندگیش گفت
گفت سیزده ساله ازدواج کرده و نخواسته بچه بیاره
گفت دوس نداره از شوهرش بچه دار شه
گفتم وااا چرا مگه شوهرت چشه
گفت خیلی دعوا داریم همش تو دعوا و قهریم