با مادر شوهرم رفته بودم خرید مادر شوهرم بزور منو برد خونشون برا شام ....جاریممم طبقه بالاست
تا درو زدیم بریم خونه بچه اومد گفت مامانم میگه چقدر میاد خونه ما دیروز اینجا بودی دا نیااااا خونه ما شام ناهار
اونقدر ناراحت شدم به حرمت پدرشوهرم مادر شوهرم چیزی نگفتم مادرشوهرمم ناراحت شد بدجور
به بچه برگشتم گفتم برو به مامانت بگو دیگه نمیام خونتون
دیگه هیچ وقت نمیرم خونشون حتی تگه دعوت کنه