یکی امروز تو مدرسمون بهم اومد یه دانش آموز گفت یه پسر نمیدونم فلان جاس تورو دیده از تو خوشش اومده بهم گفت بهت بگم باهاش قرار بزاری و اینا و من که اصلااااا اهل این کارا نیستم و خیلی بدم میاد از این جور چیزا و تا حالا یه دوس پسرم نداشتم یهو انگاری شک بهم وارد شد از ناراحتی و برگشتم بهش گفتم من نمیخوام و رفتم
رفتم به دوست صمیمیم هم گفتم قضیه رو و اومدم خونه به مامانمم گفتم
بنظرتون لازمه که فردا مامانم بره مدرسه با مدیر اینا حرف بزنه یا کشش ندیم دیگه؟
چون واقعا شهر کوچیکه اینجا و زود حرف درمیارن ولی من که کاری نکردم ولی خیلی ناراحتمممم و اعصابم خورده