خیانت خیلی بده میدونی مثل چی میمونه
مثل زخم عمیقی که روی بدنته خوب میشه ها اما همیشه جاش هست و پاک نمیشه..
اینکه همه چی برات عوض میشه
چرا ها شروع میشه
چرا من؟ چرا تو اینکارو باهام کردی؟ چرا کافی نبودم
شاید من کم بودم براش
کجا اشتباه کردم؟
هیچ چیز مزه قبلو بهت نمیده
وسط خنده هات یهو یادت میفته لبخند به لبت میماسه
نگاهت به زندگی مثل قبل نیست
میگی میخندی کارای همیشگیتو میکنی اما ته دلت خالیه
به همه چیز شک میکنی
هیچ چیزو دیگه قبول نداری ...حتی اگه پارتنرت بغلت کنه بوست کنه و.. اما همش اون کارش میاد تو ذهنت و به جای عشق گرفتن،استرس به جونت تزریق میشه
دیگه رنگ چشمات پراز عشق نیست پراز تردیده
شروع میکنی از خودت ایراد گرفتن
بعد هی میگی ارزششو داشت؟ ارزش داشت انقدر خوب باشم صد خودمو براش بزارم با همه چی بسازم
براش کار کنم تا باهم به همه چیز برسیم
ارزششو داشت قید همه رو براش بزنم