2821
2789
عنوان

خواب جن

| مشاهده متن کامل بحث + 1912 بازدید | 156 پست
توی خونه قدیمی میخوندی ؟؟؟؟؟

چند بار خواستم نماز بخونم نتونستم..اصلا ی حسی مانع میشه حوصلم نمیشه..شده  مثلا بزور خودم راصی سدن بخونم پریود شدم.یا نجس میشدم..ک نخونم

ای آه از این زندگی...

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

من ی بار چله حدیث کسا گرفتم..میخوندم وسط کار تو خونه بودم تو خواب انگار داشتن خفم میکردن من میخاستم ...

رفتی وسط مجلس دسته جمعی جنا 🤣🤣🤣بگردمت تموم شد همون یه دفعه میشه اگه انشالله مجلسشون خراب نکرده باشی دعا کن اخرای مجلس اونجا می‌بودی چون یه مجلس خودتم به فنا میدن 🤣🤣🤣این کارشون خیلی خنده داره اونی که موهات کشیده جن زنه جن مرد به موی زن دست نمیزنه

یعنی چی وسط مجلس زنا بوذم بیشتر توضیح میدید ؟

گلم اونا یه مجلسی داشتن برگزار میکردن شما با خواندن کتاب قرآن یا گفتن یک بسم‌الله مجلسو به هم زدی همشون فرار کردن 

شما باید زمان مشخصی بسم‌الله بگین مثلا موقع غذا خوردن چون باهاتون هم سفره نشن 

یا وقتی آب میریزیم تو ظرف شور 

یا یه جسم سنگین میزاریم و بلند میکنیم نه این که حضورشان حس کنی بگی بسم‌الله از اونجایی که تو خیلی بد شانسی یه وقتی به زبونت اومده که محلس داشتن 

اون حس خودته ربطی به اونا نداره گلم ❤️

من تو خواب چطوری وسط مجلس اونا بودم این متوجه نشدم.فک میکنم طلسم دارم سحری تو بدنم باشه اینطوری فک میکنم.دوبار رفتن دعانویس اتفاق وحشتناک برام افتاد و ضربه بدی خورذم بخاطر همین جرات نکردم برم دیگه.و ی بار تو اینستا ی حن گیر معروفی بوذ دعای جن گیریش گوش کزذم شب تا صبح بدنم لرزید از ترس زیاد خواب نرفتم

ای آه از این زندگی...

گلم اونا یه مجلسی داشتن برگزار میکردن شما با خواندن کتاب قرآن یا گفتن یک بسم‌الله مجلسو به هم زدی هم ...

عزیزم چله حدیث کسا شروع کرده بودم ب خوندن.خونه هم نو بود قدیمی نبود

ای آه از این زندگی...

مجلس اونا زن و مرد نداره گلم همشون یه جا هستن هر کسی از همسایگی خودشونه

میخواستم بگم اونا زنا تایپ کردم.من دعای از بین رفتن سحرو جادو گوش کردم حال وحشتناکی داشتم ی چیزی تو بدنم حرکت می کرد.و بدنم میلرزید تا صبح

ای آه از این زندگی...

من تو خواب چطوری وسط مجلس اونا بودم این متوجه نشدم.فک میکنم طلسم دارم سحری تو بدنم باشه اینطوری فک م ...

😐😐😐😐چرا داری اذیتشون می‌کنی خواب کار نگیر 

دعا بگیری از خونه خودشون بندازمشون بیرون آخه دختر خوب دعا نویس مالی نباشه بدبخت میشی 

بشقابت تا ته نخور نگه دار یه قاشقم بزار بزار تا صبح رو اپن تو نعلبکی هم چهار تا خرما بریز اعلام دوستی کن همین 

میخواستم بگم اونا زنا تایپ کردم.من دعای از بین رفتن سحرو جادو گوش کردم حال وحشتناکی داشتم ی چیزی تو ...

چیزی نیست تو بدنت گلم هنوز آنقدرها هم قوی نیستی که جسمت و تسخیر کنند بر عکس خیلی هم ظعیفی فکر میکنم از حیوونا هم می‌ترسی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز