چند ماهی ه از شهر کوچیکم منتقل کردیم خودمون و به شهر بزرگتر و با امکانات تر . اولش راضی شدم با پیشنهاد شوهرم چون از دخالت های خانواده ش و دعواها مون دور میشدیم . اما الان دلم برای مامان و بابام و خواهرم و برادرم تنک شده . منی که برای یک سفر زیارتی که میرفتم تنها اونم برای یک هفته تا دور روز گریه میکردم الان یکم سختمه