20 سالشه خیلی عصبیه
به همه میپره هیچکس جرات نداره بر خلاف میلش عمل کنه
فحش های خیلی زشت به مادرم میده فحش ناموسی و حرفای زشت
مادرم همش داره گریه میکنه از دستش همه دعوا دارن باهم قهرن
سر کوچکترین چیزا مثلا چرا غذا بی نمکه یهو فحشو میکشه به مادرم
پدر مادرم انقدر نفرینش میکنن
از صبح تا شب گوشه اتاقش افتاده تو گوشیه هیچ کاری نمیکنه تو خونه
همشم حالش بده میگم چته میگه نمیدونم حالم خوب نیس نمیتونم زندگی کنم
بخدا براش هیچی کم نزاشتن مشکلی تو زندگی نداره
مامانم بهش گف برو با یه روانشناس،صحبت کن میگه نه من خجالت میکشم نمیرم من خوبم