شوهرم یکسره ازخواستگارام میپرسه که کی خواستگارت بودواینا
هدفش چیه ازاینکار
ول کن دیگ
دیگ ازدواج کردم
هی منم ازدهنم درمیره لومیدم
بعدماام یجوریم که همه همومیشناسند
همه ماله یه روستای کوچیکن
که بعدرفتن شهرواینا
براهمین همه هم رومیشناسن
مامانمم قبلابراش حرف زده ازخواستگارام گفته اینم هی میگه فلانی کی بودچیکاره بودپدرش کی بودمادرش کی بود
بیخیال شودیگ شوهرمن 2سال ونیمه ازدواج کردیم
هی میگ تواگه کنکورجای دیگ قبول میشدی مسیرزندگیت عوض میشد اگه جای خوبی قبول میشدی دکترمیشدی منونمیگرفتی
خب معلومه دیگ دکترمیشدم تورونمیگرفتم مهندس شدم توام مهندس بودی گرفتمت😑
ولی در جوابش گفتم باسیاست باشم گفتم پس خداروشکرقبول نشدم تونصیبم شدی
بعددوباره مغرورشدمیگ آره خوب شدمن گرفتمت
یامثلامیگ فلان خواستگارتم خوب بودچرااونونگرفتی