بچها شوهرم با یه خانوم متاهل از دوستای زمان مجردیش که باهم میرفتن کوه و ... خیلی بگو بخند داشت هرکاری اون بگه انجام میداد میبردش بیرون ...قبلا خیلی باهم صمیمی بودن من چندبار باشوهرم دعوا کردم گفت دیگه باهم حرف نمیزنیم تااینکه چند روز پیش دیدم توی اینستا بازم بهم دیگه پیام میدن .خیلی دلم گرفته دارم میترکم
روح و روانم بهم ریخته بدم میاد ازین زنه مثل زگیل چسبیده به زندگیم بغل گوش شوهرم وز وز میکنه همش فکر میکنم من اگه ابهت داشتم شوهرم ازم حساب میبرد مقصر منم