از ادمای اهل رقابت خوشم نمیاد
منم یه دخترعمو داشتم حسود بود
اونم میخواست هر چی میخرم بخره
وسیله هامو خراب میکرد
با یکی دوست میشدم حسادت میکرد و میرفت دوستیمونو خراب میکرد
تو فامیل پشت سرم بد میگفت
چون هم سن بودیم و مامانش هی منو میکوبید از نظر درسی و اخلاقی تو سرش اینم کینه کرده بود
خداروشکر رابطمون از دبیرستان کمتر شد و بعدش دیگه نزدیک به صفر شد الان تو عزا و عروسی همو میبینیم و سلام و وسلام