2777
2789
عنوان

احساس گناه

94 بازدید | 7 پست

بچه ها من یه روز با خواهر دعوای لفظی کردیم ۵ دقیقه هم طول نکشید پدرمم خونه بود الان ماجراشو تعریف میکنم 

خواهرم یه عالمه لباس ریخته بود زمین گفتم جمع کن الان مامان میاد میبینه اونم میگفت یکی دیگه ریخته من نبودم 

بعد من هی اصرار میکردم جمع کنه بابام گفت اصلا به جاش من جمع میکنم ، منم بحث کردم گفتم که خواهرم ریخته خودش باید جمع کنه خواهرمم تو اتاق بود میگفت من اصلا به تو محل نمیدم منم داد و بیداد کردم بهش گفتم تو اصلا کی هستی که به من محل ندی چون بهم بی توجهی کرد منم اعصابم خورد شد بهش فحش دادم بحث بین منو خواهرم بود که یهو بابام به مت گفت تو چقدر پررویی منم جوابشو ندادم 

چند دقیقه گذشت پدرم داشت بابا داداشم حرف میزدم که یکهو سالم بود و از هوش رفت ما هر کاری کردیم بردیمش بیمارستان اما دیگه فوت کرد و جوابی نداد .... من همش عذاب وجدان دارم و خودمو مقصر میدونم میگم شاید تقصیر من بوده که فوت کرده چون فاصله فوتش با بحث ما ۵ دقیقه هم نبود میگن شاید سکته کرده جوون بود اصلا سابقه بیماری نداشت من میگم مقصر منم شاید از دست من سکته کرده .... 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نه عزیزم خودتو نگران نکن از دست تو سکته نکرده تو که بحث پیش پا افتاده ای کردی

خیلی عذاب وجدان دارم میگم اگه به درصد بخاطر من بوده چی 

همش میگم ای کاش اون روز این اتفاق نمی افتاد الان حال و روز خانواده رو که میبینم میگم مقصر منم ...

خیلی عذاب وجدان دارم میگم اگه به درصد بخاطر من بوده چی همش میگم ای کاش اون روز این اتفاق نمی افتاد ا ...

ببین هرکسی توی این دنیا باید توی یک روز مشخصی بره یه ساعت و دقیقه ی مشخص داره که معمولا مصادف میشه با یک اتفاق 

حالا چون ۵ دقیقه قبلش تو بحث کردی با خواهرت که دلیل نمیشه به خاطر تو فوت شده باشه

مثلا از فامیلای ما شوهر خالم و پسر داییم تو جاده چند سال پیش تصادف کردن متاسفانه فوت شدن 

هر کی هم از راه می رسید این وسط عذاب وجدانش می گرفت 

خالم می گفت اگه من نمیذاشتم برن الان زنده بودن

 

یا هر کی به راه خودش عذاب وجدان داشت نسبت بهشون

ولی بالاخره که چی هر دو هم جوون بودن و اون روز و اون دقیقه روز مرگشون بود 

اگه می موندن تو خونه یه جور دیگه میمردن

هی کلا همینجوری هم هست وقتی کسی فوت میشه آدما یاد وقتایی میوفتن که اون آدمو اذیت کردن و غصه میخورن

Im bad girl......
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز