مغزم پره از همه چی لحظه به لحظه داغون تر میشم هرچی زورمو زدم تو این چندسال که وضعیت زندگیمو سر و سامون بدم روحیمو روز به روز بهتر کنم حال و روزمو عوض کنم که بعداً حرفی برا گفتن داشته باشم
ولی با این وضعیت اقتصاد کشور و تورم و بیکاری انگار یه جوون ۲۰ ساله که کل زندگیش کار نکرده ولی تمام زورشو زد که خیلی چیزا و تغییر بده نمی تونن در ظاهر حتی حرف دلشون بزنه
تو دلم بعضی مونده که نمیدونم کجا و چطور و چجوری به کی بگم و خودمو خالی کنم ولی جدا از نوع بی توجهی و پوچ انگاری مردم تنها خودمون میتونیم وضعیتمونو از این که هست بهتر کنیم
درک.......... نشدم و نمیشم و انگار لایقش نیستم و
همه اینا از سر ترسه ترس از کی؟؟؟؟؟؟؟؟