صبح ما کلاس داشتیم(زبان)
ساعت هشتم و نیم صبح
که من به زور بیدار شدم و دیر رفتم
تو راه رو آموزشگاه بازرس اومده بود و کلی چرت و پرت میگفت
تو خود کلاس جمله بندم انقدر عالی بود باید مدل طلا بهم میدادن(پی پی کردم آب قطعه)
دیگه الانم اومدم و فقط میخوام کپه مرگمو بزارم که ظهر پاشم بازم درس و چرت پرت بخونم
حالمم عالیه🎀