پدربزرگم عمل قلبباز داشت بعد هوشیاریش اومد پایین دکترا دوباره عملش کردن متاسفانه فوت شد
خودم نوه دختری ام از وقتی فهمیدم کلا هوشیاریش اومد پایین گریم میگیره کلی ام گریه کردم
فردا باید بریم روستامون مراسم داریم مامانم ب خاطره من خودش و نگه میداره قشنگ میفهمم
میدونم مامانم کلی گریه میکنه حق داره بنده خدا تو مراسم چیکار کنم زیاد گریم نگیره
چشام دیگ باز نمیشه انقدر ک گریه کردم