بچه ها یکی از دوستام قبلا ک ازدواج نکرده بود داستان سرایی الکی میکرد
میگف دوس پسرم میخواستم
بابام نزاشت
اومد با مشت زد تو درمون گریه میکرد
میگف من این دخترو میخوام و کلی داستان های هندی و الکی....
دوباره میگف بابام میخواد بدم به یه پسری زوری
پسره رو هل دادم از رو پله ها افتاد
کلا همیشه درگیر پسرا بود بیان بگیرنش😐
حالا ازدواج کرده عقد کرده با یه پسره
میره بیرون از غذاهایی ک باهاش میخوره عکس میگیره اون روز برام فرستاد عکسشو گف غذا چقد گرون شده اینارو با مهران رفتم خوردم شد فلان قیمت... 😐😐😐
باز دیروز اومده بود میگف منو مهران میخوایم بریم خارج زندگی کنیم😂😂😂😂😐
در صورتی شوهرش یه معلم ابتدایی سادس خیلی زندگی معمولیی دارن
کلا این دوستم همیشه پز تو خالی میده
همون موقع هم که مجرد بود قمپز پول رو در میکرد ولی وقتی با من میاد بیرون یجوری وانمود میکنه ک پول با خودم نیاوردم یا چی من میرم حسابش میکنم 😐😐😐
من اصلا فاز همچنین دخترایی نمیفهمم
اینگار با شوهر کردن به دستاورد بزرگی رسیدن