دیروز صبح رفتم پیشش ببینیم همو ...
دیگه کمکم میخواستم برم دیدم داره توی تلگراام گوشی من میتابه ... منم گفتم توی تلگراام گوشی اون بتابم ... یهو تا گوشیشو ورداشتم گفت حق نداری به گوشی و تلگرامم دست بزنی ... گفتم وا مگه چی توش داری ؟! ... هی میگفت همین که گفتم و خوشم نمیاد و حق نداری ... منم از سر لجبازی گوشیشو محکم گرفتم و نمیذاشتم ازمبگیره ( قبول دارم اشتباه کردم ) ...
تهشم نذاشت بگردم اما فهمیدم با دخترخاله ش که قبلا گفته بودم باهاش حرف نزن حرف زده ... و نخواسته من ببینم ...
حالا دیروز گذشت ...
ادامشو میگمالان طولانی میشه اینجا ...