اصلا خوشحال نیستم اتفاقا ناراحتم هستم
ولی من دوسال پیش مامان اولین دوس پسرم سر یه قضیه ای یه جورایی دلمو شکست یه جوری شبو روز منو به گریه انداخت یه جوری رفت پست سرم حرف زد که اصلااااااا نگمممممم
اونم منی که تا قبل اون با کسی نبودم خیلی بچه پاک و مهربونی بودم
همیشه ام از خدا خواستم جواب کارشون بگیره اشکامو
دیشب فهمیدم سرطان داره حالشم خیلیی بده
برای همینه که من سعی میکنم تا جای ممکن دل کسیو نشکنم
بد کسیو نخوام هیچ وقت