فدات شم گلم همین که دلگرمی میدی درسته.
آره ببین من قبلا با مادر شوهرم زندگی میکردم واحد من ۲خوابه مال مادرشوهرم ۴خواب و بزرگ.بعد ۱۸سال من اونجا به بهونه کمبود جا اومدم مستأجری.حالا مادرشوهرممیگه بیا من میرم توواحد شما شما بیاین خونه من.من قبول نکردم .چون حوصله برگشتن ی بار دیگه به اون ساختمون رو ندارم.
از طرفی شوهرم خیلی فامیل دارن که توکار مشاور املاکی .اما شوهرم نمیره دم بنگاهاشون میگه فامیلن من نمیرم.
حالا خود ماهم تا برج ۶قرار داد داریم اما صاحبخانه خونه رو فروخته گفتم حالا که فروخته زودتر پاشیم .
دعا کن اون خونه ای که باب دلم رو هرچه زودتر پیدا کنم.ممنونم از لطفت