2789
عنوان

شوهرم

865 بازدید | 46 پست

بچها من دارم دیونه میشم توروخدا راهنمایم کنید ما چند وقته با چند تا از اشناهامون بیرون میریم خونه هم دیگه میریم خلاصه تو جمعمون یه نفر فقط مجرده 

  این ی نفرم هی با شوهر من شوخی میکنع هی دهن ب دهن هم میزارن تا من میریم تو اتاق میبینم اینا مثلا دارن بازی میکنن دارن حرف میزنن 

  خلاصه صد بار ب شوهرم گفتم توروخدا با این ی نفر با این ی نفر شوخی نکن  زیاد حرف نزن 

  دعوا کردم داد زدم با مهربونی 

 باز شوهرم ادامه میده چند روز پیش رفته بودیم مسافرت ایناهم اومده بودن  هی اینا باهم شوخی میکردن  دختره جلوی من میاد دست شوهرمنو میکیره میگه بیا برقص 

   اسمشم میزارن راحتی من اصلا داغون بودم داغون رفتم تو اتاق با شوهرم دعوا  هزارتا قسم خورد که بخدا هیچی نیس 

 چند دقیقه تو اتاق بودم اومدم بیرون  دیدم دارن اب بازی میکنن هرچی از دهنم در اومد ب شوهرم گفتم

  بش گفتم به من توضیح بده وقتی میدونی من حساسم رو این دختره چرا ول نمیکنی چرا بدتر میکنی هیچ جوابی نمیداد فقط مبگفت ول کن  مرگ مادرشو قسم خورد هیچی نیس بخدا دیگه نمیکنم از این حرفا 

    فرداش اومدیم 

   دیگه ام نمیخوام باهاشون رفت امد کنم ولی نمیدونم حالمو چیکار کنم 

به نظرتون شوهرمو چیکار کتم 

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



انقد به دختره حساسیت نشون نده اونوقت بیشتر حذب طرف میشن‌.

بدم میاد از دخترای اینجوری


فقط به امید این زنده ام که روزی درمان سی پی بیاد❤️ که منم نشستن و راه رفتنه پسره کوچولوم فرشته ی بی بالم و ببینم❤️ پسرم با تو، تو این جاده ها بدون امیدم میتونم زندگی کنم🫂

انقد به دختره حساسیت نشون نده اونوقت بیشتر حذب طرف میشن‌.بدم میاد از دخترای اینجوری

  من حالم بده اصلا نمیتونم اروم بمونم هی فک میکنم یادم میاد قلبم درد میگیره عصبامی میشم

رفت و آمد نکن .من برعکس برای خودم پیش اومد تو ازدواج اولم پسر دایی همسرم منظور داشت دم به دقیقه دعوت میکرد یبار پامو کردم تو یه کفش گفتم نمیام گفت تو بدبختی زندگی اونا رو میبینی حسودی می‌کنی گفتم تو اینجوری فکر کن .ما نرفتیم اونا میومدم رو ندادم دعوا میکردم آخرم بعد جدایی گفتم چون رو دلم مونده بود همینطوری هاج و واج منو نگاه میکرد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز