ساعت ۱۱و بیس دق اینا بود پدرم ب مادرم زنگ زد و گفت تصادف کردم زدم ب یه سگ .بعد من خابیدم خاب دیدم منو پدرم و مادرم بودیم خیلی تند میرف انگار دنبال ی جایی بودیم ک وایسیم بشینیم بعد اینک نگه داشتیم ماشین و نگاه کردم انگار رد تصادف امروزش هم بود گفت درستش نمیکنم بابا گفتم ن درس کن ماشین بد شده میخاستیم بشینیم ک ماشین خلاص شد رف وسط جاده بابام دنبالش رف ک بگیرتش ی ماشین زد بهش سرش له شد و داشت جون میداد انگاد تروخدا بگید چ معنی داره ینی انقدددد استرس دارم ار ترسمم خابمو برای هیچچ کس نگفتم