سلام. من همیشه از آدمایی که از روی ترس بهشون احترام میذارن دوری میکردم. منظورم آدمای لوس وپرتوقعی هست که خودشون بی ادب و رک و پرتوقعن وهرچی دوست دارن میگن، اما اگه بگی بالا چشمت ابرو هست میذارن میرن و برا همین بقیه از ترس چیزی بهشون نمیگن و نازشون رو میکشن.
ولی متاسفانه در نهایت به این نتیجه رسیدم که بخشی از این مدل رو پیاده کنم. یعنی اینکه ... نمیتونم و نمیخوام با حرف زدنم آزاری برسونم به کسی، اما اجبارا وبه خاطر بی احترامیهای مکرر مادرشوهرم ودفاع شوهرم از ایشون با این منطق که پیرزنه و مریضه و ولش کن و سخت نگیر ... خودم دست به کار شدم وقتی یه بار تلخ زبونی کرد محکم گفتم بیزحمت حرمت سن و سالتون رو نگه دارید 🫠 کپ کرد بیچاره. شوهرم هم بعدا بهش تذکر داده که درست صحبت کن و ... این دفعه رفتم خونه.ش اونقدر دولا راست شد و با احتیاط حرف زد که گفتم کاش همون باز اول واکنش نشون میدادم و دو سه سال ازار نمیدیدم...
خلاصه که، زمین تا آسمون هنوز فاصله هست خداروشکر بین اونا که همه ازشون میترسن با اونچه من کردم. ولی پیرزن بی حیای بددهن همینقدر هم دست و پاش روجمع کنه کافیه ...