ی تاپیک زدمچند روز پیش ک جاریم 15سالشه زایمان کرده رفتیم خونشون مرخص شدن من عاشق نوزادم کلا گفتم میدیش بغلم گفت ن بغل هیچکس نمیدم حتی نمیذاشت دست ب دستا و پاهاش بزنی .میپرسیدن چند کیلو بوده برا این ک چشم نخوره میگفت اطلاعی ندارم ب بقیه
تا امشب ک اونحا بودیم بمن گفت بیا بغلش کن ی جور نگاه میکنی مظلوم دلت اب شد منم از خدا خواسته بغل کردم اصلا هم بوس نکردم گفتم نوزادو نباید بوس کرد .
تا گرغته بودمش چند ثانیه نشد برادر شوهرم اومد گفت بدش دست مامانش گردن و کمر بچم کج میشه درد میاد منم گفتم نترس ی دستم زیر سرشه ی دستم زیر پاها و کمرش حواسم هست . گفت نه نه باکتری و ویرووس میگیره از خودتون و لباساتون اصلا نگیر بغل سریع بده مامانش منم ناراحت شدم چون من از جاریم بزگترم مگه عقب موندم بچه رو کاریش کنم ناراحت شدم حقیقتا