2777
2789
عنوان

دیگه ذله شدم

248 بازدید | 24 پست

هرروز هرروز ریاضی تمرین میکنم با پسرم بازم میره مدرسه چیزی نمی نویسه یا اگه بنویسه هم غلط مینویسه

فقطم ریاضی نیستااا نگارشم همین طور

حفظیاتم همین طور(علوم ،مطالعات...)

چیکار کنم به نظرتون بلکم یه تغییری کنه

کلاسه سومه

تو خونه هزار بار یه درسو تمرین میکنیم یاد میگیره میره ولی بازم انگار نه انگار

چه دکتری ببرم چیکار کنم

یه راهکار بهم بگین😭😭😭

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

به نظرم یه روانشناس کودک ببرین شاید ذهن مشغولی داره

ذهنش‌ برا همه چی مشغوله الا درس

دیروز چن ساعتی که ریاضی تمرین میکردیم کلا فکرش درگیر هواپیماش بود که چرا کار نمیکنه😢

کلاس سوم ابتدایی

ببین پسر منم کلاس پنجمه و یه مدت اینطوری شده بود خداروشکر الان دوباره خوب شده 

به نظرم باید فقط تکرار و تمرین نوشتاریش رو بیشتر کنی مثلاً به جای پرسش بگی جواب رو روی تخته برام بنویس 

ولی خدایی منم پیر شدم منم خیلی به درس بچه هام حساسم یعنی دیوونه شدم از دستشون 

از قبل مدرسه همینطور بود زود فراموش میکرد یا الان اینطوری شده؟؟

کلا خیلی مشکل داشتیم

تاخییر گفتار داشت مشکل توجه و تمرکز و بیشفعالی داشت

پنج سالش بود نه ماه دارو مصرف کرد ریتالین و آریپیپرازول

شش سالش بود با کمک گفتار درمانی حرف زد

از وقتی هم که مدرسه میره چنبار کلاس تقویتی و معلم خصوصی گرفتیم

فرقی نکرد الانم خودم باهاش تمرین میکنم

ببر دکتر  ی تست بدم شاید عدم تمرکز داره

⚜الهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کلمح الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.⚜                   ⚜"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"⚜⛅️اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجُ⛅️ 

بچه داشتن چقدر سخته

خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،خدایاشکرت بابت پسر نازی که بهم دادی،امام حسین نوکرتم♥️)فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

ببین پسر منم کلاس پنجمه و یه مدت اینطوری شده بود خداروشکر الان دوباره خوب شده به نظرم باید فقط تکرار ...

به خدا خیلی سختمه

بچه کوچیک چهار ماهه هم دارم

میگم شاید دکتری دارویی چیزی اثر داشته باشه

😥

ببین پسر منم کلاس پنجمه و یه مدت اینطوری شده بود خداروشکر الان دوباره خوب شده به نظرم باید فقط تکرار ...

به خدا خیلی سختمه

بچه کوچیک چهار ماهه هم دارم

میگم شاید دکتری دارویی چیزی اثر داشته باشه

😥

دیروز اونهمه محیط و مساحت رو باهاش تمرین کردم

هزار تا مثال حل کرده

امروز رفته برا محیط مثلث از فرمول محیط مستطیل استفاده کرده

یعنی قشنگ میخواستم سرمو بکوبم به دیوار

به خدا خیلی سختمهبچه کوچیک چهار ماهه هم دارممیگم شاید دکتری دارویی چیزی اثر داشته باشه😥

درکِت میکنم ولی فکر نمیکنم با دارو خوب بشه شاید مشکل تمرکز داره. چاره ای نیست باید بیشتر تلاش،کنی و سوالات ریاضی فقط با تکرار و تمرین زیاد آسان میشن.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   messi2018  |  3 ساعت پیش
توسط   دخترقوی  |  12 ساعت پیش