خانما چند وقت پیش رفتیم خونه پدر ومادرم ، من خود پدرم سر یه موضوعی بحث کردم، بعدشم یه کارایی پدرم با شوهرم کرد مثلا سفره مینداخت شام میخورد نمیگفت بیایین سر سفره ، بی محلی میکرد ، بخدا شوهرم غذا از گلوش پاییین نمیرفت میوه میخورد پشتشو میکرد ، حالا بابام رفته دکتر ، مریض بوده ، من زنگ زدم مامان میگه بابات گفته چرا شوهرت زنگ نزده احوال بپرسه ، حالا من چی بگم