دیشب گفتم خدایا یا جونمو بگیر یا غممو من دیگه خسته شدم دیگه تحمل ندارم و گریه میکردم تا خوابم برد وقتی بیدار شدم خدا نه جونمو گرفت نه ناراحتیمو ازم گرفت
دارم از درون آتیش میگیرم...زندگیم جهنم شده
شور و شوقی ندارم انگار هیچی رنگ و بویی برام نداره
از موقعی که بیدار میشم تا موقعی که میخوابم فقط فکر میکنم دست و دلم به کاری نمیره اگه از خدا ترسی نداشتم خودمو خلاص میکردم
دارم جدا میشم از همسرم....
به خدا گفته بودم خدایا اگه این ادم مناسب من نیست
جور نشه گفتم خدایا منو با این چیزا امتحان نکن
دعا کنید برام خیلی به دعا احتیاج دارم صدای خودم به خدا نمیرسه