2777
2789
عنوان

رفته بودم جایی

76 بازدید | 11 پست

داشتم از پله ها میومدم پایین 

یه دختر جوون و پسر جوون و یه خانم تقریبا مسن 

داشتن میومدن بالا 

من ک پسره با تعجب زیاد و لبخند نگام کرد همینجوری نگام میکرد یواش یواش میرفت بالا یه لحظه برگشتم ببینم رفته دیدم باز داره با لبخند نگام میکنه 

بعد اون دختر جوون ک همراهشون بود نمیدونم کی بود گف آره کییوته 

پس چرا من خودم و کییوت نمیبینم؟! یعنی مسخره کردن لباسام معمولی بود

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

محو تماشا چی آخه من چهره معمولی

خو به چشم اون خوشگل بودی دیگه

جنگل رو به فنا بود ولی درختها هنوز به تبر رای میدادند چون تبر درختان را قانع کرده بود که او هم یکی از انهاست زیرا دسته او هم از چوب بود..
خودشم بد نبودیعتی خوشش اومد بود

اره دیگه،ولی اینکه دوباره بتونی ببینیش یا نه مهمه

جنگل رو به فنا بود ولی درختها هنوز به تبر رای میدادند چون تبر درختان را قانع کرده بود که او هم یکی از انهاست زیرا دسته او هم از چوب بود..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز