رفتم مسجد
کفشم و در آوردم گذاشتم توی جا کفشی مسجد
همینطوری ک داشتم میرفتم داخل
یهو برگشتم خاستم کفشم و بر دارم با خودم ببرم
هر چی گشتم پیداش نکردم ولی یه کفش تخت سورمه ای رنگ خیلی نو و مرتبی بود خیلی ساده بود خیلی من برش داشتم ببرمش توی خوابم از ساده بودن و نو بودنش تعجب کرده بودم برش داشتم کلی نگاش کردم باز گذاشتمش سر جاش
تعیربش چیع