میترسیدم صداش یادم بره
الان صداشو فراموش کردم
میترسیدم برام عادی شه نبودنش الان عادی شده
میترسیدم دیگ لباساشم بوشو نده الان دیگ بوی بابامو نمیدم تنها داراییم از بابام موهاشه ک زده بود بهسون دست میزنم جونم درمیاد
بابام حاش خوبه مطمئنم ولی خدا به دل منم ارامش بده من دیگ کم اوردم اخه