خیلی خستمممم
از اول شرایط مالی نامزدمو میدونستم که معمولیه، ملاکم رو گذاشتم رو چیزای دیگه، مثلا توجهی که بهم میکنه
بعد دیدم توجه کردناش اونجور که من میخام نیست و باید هی بهش بگم اینجور دوس دارم اونجور دوس دارم، مثل اینا که کمبود توجه دارن
الانم مقایسه داره نابودم میکنه وقتی میبینم یه سری هم سن و سالام ازدواج کردن سر تا پاشون طلا، یا یه چیزایی تعریف میکنن از کارهایی که پارتنرشون واسشون انجام میده، اونوقت من راضی شدم به حداقل های رابطه
و مشکلم از خودمه، عزت نفس ندارم، هیچوقت حالم خوب نیست، الانم نمیدونم چیکار کنم
نامزدیم رو هم نمیتونم به هم بزنم
کلی گریه کردم، الان فقط یه گوش شنوا میخام