چندتا پسر هستن خانواده شوهرم شوهرم از همشون مامانیتر بابت هرچیزی دعوا هس ی مسافرت میبره مارو دوروزه برمیگردونه مامانش زنگش میزنه اینم بیقرار بعد شوهرای جاریم میرن ی هفته ده روز مسافرت چون توروی مادر سمج اشون وایمیسن جقد من بدبختم خودشوهرم پیشمون نی ده روزه نرفتم پیش مادرشوهر جند روزه دعوا داره ک چرا نرفتی بداخلافه چزا اخه خدا خیلی دلم گرفته میگن خوبیاشو ببین تنها خوبیش اینا زرنگ هس تو کارا از همه جی سردر میاره خوشتیپه ب خودش میرسه ولی دلم میخاس ی مرد دس پا چلفتط بود ک تمومش برای خودم بود توقع دیگزان نداشتیم
فقط به امید این زنده ام که روزی درمان سی پی بیاد❤️ که منم نشستن و راه رفتنه پسره کوچولوم فرشته ی بی بالم و ببینم❤️ پسرم با تو، تو این جاده ها بدون امیدم میتونم زندگی کنم🫂
همین دخترو تصور کن ازدواج کرد بره بی محلی کنه خوبه یا بیاد پیشت تنهات نذاره.
البته که تعادل مهمه ولی عشق مادر به فرزند و فرزند به مادر خیلی زیاده
فقط به امید این زنده ام که روزی درمان سی پی بیاد❤️ که منم نشستن و راه رفتنه پسره کوچولوم فرشته ی بی بالم و ببینم❤️ پسرم با تو، تو این جاده ها بدون امیدم میتونم زندگی کنم🫂