بدردنخور عشق اولم بود که هرکار کرد پدرم راضی نشد بده منو به اون خیلی تلاش کرد ولی خب نشد من خیلی دوسش داشتم
بعد چندماه ازدواج کرد با دختر داییش و کلا فراموش کردم بعد سه سال پیجم و فالو کرد دیشب اومد پیام داد گفت شناختی گفتم بله گفتم شما ازدواج کردی چرا پیام میری گفت چه ازدواجی قهر رفته داریم جدا میشیم دوسش ندارم شکاکه بد دله حرف زد و هی گفتم پیام نده
گوش نکرد نوشتم که برگرد سر خونه زندگیت ارزش نداره و اون طفلی گناه داره من عذاب وجدان دارم الان جوابتو دادم برو برگردون زندگیتون کنین و اینا انشالله که خوشبخت بشین پیام نده اون زن یه اهی بکشه من بیچاره میشم و تموم کردم
دوستانه
حالا امشب متوجه شدم از آشنایان مون اصن من قهری در کار نبوده و از عوضی و هول بازیش اونجور گفته بود
تا الان حس کثافت بودن داشتم که چرا جوابش دادم حتی لعنت بهم