فکر کنم حدود چند ماهی میشه که اینجوری هستم. حتی شدید ترین دعواها که پیش میاد و زور میزنم گریه کنم تا خالی بشم، نمیتونم. قلبم به شدت میکوبه به سینه ام و رگ گردنم بدجور تیر میکشه اما گریه ام نمیاد..
دلم برای روزایی که آزادانه یه دل سیر گریه میکردم تنگ شده.
الان اونقدر تو خودم میریزم که حس میکنم افسرده ام..
و یادمه...آخرین بار که گریه کردم عمیقا.. اون موقع بود که کسی خونه نبود .. چنان بلند گریه میکردم که دل خودم به حال خودم میسوخت و بعد اون دیگه هیچوقت اشکم نیومد.