2777
2789
عنوان

شنیدن

28 بازدید | 1 پست

سلام

من یه پسر ۲۰ ماهه دارم،بماند که به خاطر تنهاییم تو شهر غربت چقد سختی کشیدم این مدت،و چه حرفایی هم نشنیدم به خاطر اینکه اصلا درکم نمی کردن،اما هیچ کدوم از این سختیا به اندازه ی حرفای مادرم روم تاثیر نذاشتن و بهم فشار نیوردن🥺🥺مامانم کلا ادم چاق رو دوس داره چه خانم چه آقا،یسره می گه(وقتی می گم یه سره یعنی کمش هفته ای چندین بار یه کدوم از اینارو می شنفم)بهش بستنی بده خامه بده بزار چاق شه،تا میاد یکم با زبون بچه باهاش حرف بزنه می گه ریزه میزه ی منه،جوجه س،خیلی ریزه نمی دونم به کی رفته جثه ش،خواهر زاده مو مامانم بزرگ کرده و رسما چاقه الآن،اما می گه اون خوبه و مدام می گه پسرتو بدش به من ببین یه هفته ای چی تحویلت می دم.

به همه چیش گیر می ده،چرا عادتش ندادی تو سر و صدا بخوابه،چرا غذاشو اونجوری می خوره،چقد عصبیه،همین امروز صب برا بار صدم می گه موهاشو تند تند اب بزن شونه کن،با وجودی که منظورشو فهمیدم بازم پرسیم چرا گف پرپشت شه،موهاش خیلی کم پشته😡گفتم مامان مگه چمنه من آب بدم رشد کنه🤦‍♀️🤦‍♀️از این دست حرفا،با وجودی که دوری اذیتم می کنه اما این رفتاراشون باعث شده وقتی دورم راحت ترم،هر چیم می گم انقد گیر ندید به این بچه انگار نه انگار،مدام با خواهر زاده م مقایسه ش می کنن،فلانی این سن بود فلان کارو می کرد،ماشاالله خیلی باهوش بود،خیلی دلمو شکوندن،خییییییلی

سلام حق داری منم اعصابم بهم میریزه یکی مدام بچمو مقایسه کنه و چیز میز بهم بگه

بگذار مسخره کنند چادرت را .سیاه بودنش را. چهره بدون آرایشت را.می ارزد به یک لبخند مهدی فاطمه(عج)🥲
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز