امروز آرایشگاه بودم آرایشگر و مشتری راجع به من حرف زدن که این طفلک هم. دیرش شد از صبح منتظره ،منم تو گوشی بودم دقیق نفهمیدم که با منن بعد رو کردن به من که ادامه دادن همین موضوع منم همراهی کردم بعد گفتم من نفهمیدم که راجبم چی گفتید گوشی نگاه میکردم بعد دو نفر دیگه ازون ور رو کردن بهم خندیدن یکیش آروم به اون یکی گفت تو صبر کن بعدا بیا بفهمی خندیدن ،یک همچین چیزی ، منظورشون من بود ، منم چیزی نگفتم
الان ناراحتم
کلا آدم حساسی هستم با کوچکترین واکنش بد دیگران ناراحت میشم و جواب هم بلد نیستم بدم همون جا
منم اینطوریم بعدش،فراموش نمیکنم مدرسه نیرفتم بعضیا مسخره میکردن با انگشت نشون میدادن میگفتن کوتوله ولی نمیتونستم بهشون جواب بدم قدم کوتاه بود ولی نه اونقدر که اینجوری بگن تازه مگه دست خودم بود بعد میومدم خونه انقدر،گریه میکردم ولی اشتباه بود الان دیگه نمیذارم کسی تخقیرم کنه شما یاد بگیر اگه چیزی ناراحتت کرد بتونی همون وقت واکنش بدی وگرنه فراموشش کن بدتره
باید بلند میشدی از آرایشگاه می رفتی بیرون. نمیدونم آرایشگرا چشونه، اینطوری مشتری رو آزار میدن. من خودم فروشنده هستم... اینا از احترام به مشتری چیزی حالیشون نیست. مشتری مدار نیستن.
در لحظه زندگی نمیکنین ، حواستون به اطرافتون و خودتون نیس لذا ادمای زرنگ دستتون میندازن از حس شنوایی ...
نمیدونم از همون بچگی مغزم انگار تو کماعه ، آدم عادی هستم فکر نکنید مثلا سبک مغزما، ولی از همون بچگی معلم یکبار به مامانم گفته بود بچتون یکدفعه تو فکر میره تو عالم خودش میره تو خونه دعوا چیزی دارید مامانم گفته بود نه و بعدش هم پیگیر نشدن چمه ولی ما خونمون هرروز جنگ و کتک کاری بود ، الآنم با یکی دارم حرف میزنم یکدفعه مغزم میره عالم دیگه و حرف های طرف مقابل نمیشوم،