سلام عزیزان وقت بخیر!!من ۱۸سالمه و مجردم ،اگه تو این دوره زمونه با همسن و سال و های من بگردین میدونین که ببخشید ر.ا.ب.ط.ه..ج.ن.س.ی. عادیه و همه چرت و پرت حرف میزنن،بعد من اصلا همسن و سال خودم تو فامیلا ندارم یعتی تو فامیل مادری بزرگتر از من خواهرمه که ۲۳ سالشه و کوچکتر از من ۹ سالشه و تو فامیل پدری بزرگتر از من دختر عمومه که ۲۱ سالشه و کوچکتر از من بازم دختر عموم که ۷ سالشه،من هر وقت میرم تو جمع فامیلا حوصله ام سر میره چون کسیو ندارم ،خونه میمونم حوصله ام سر میره،بیرون میرم تنهام و اینا،نمیدونم چیکار کنم کسیو ندارم، الان حدودا دوساله که دخترای جوون فامیل باهم جمع میشن و شام میخرن،۳۵ سال سن به پایینا،دختر خالم ۳۴ سالشه،دختر داییم یکیش ۳۳ و اون یکی ۲۴،عروس خاله هام یکیشون ۲۵ و اون یکی ۲۳،و من ،هرسری که من تو جمع اینا میرم به من کم محلی میکنن و اصلا محلم نمیزارن و آدم حسابم نمیکنه حتی تو جمع اونا که میرم تنهام،هرسری به من تیکه میندازن تا اینکه ۴اسفند بود عروس خالم دعوت کرده بود و تولد آبجیم بود و کیک خریده بودن ،بعد یکی گفت بیاین جرعت حقیقت، بعد که شروع به بازی کردیم سوال رو توگوشی مینوشتن و به هم نشون میدادن جز من منم ناراحت شدم که مامانم زنگ زد که رفتم اتاق صحبت کنم آبجیم گفت ،خواهرم رفت راحت حرفاتون رو بزنین اینو که شنیدم ناراحت شدمو و پاشدم که برم خونمون همشون ناراحت شدن و آبجیم نذاشت برم،بعد که ساعت ۹بود رفتم ،اونشب اینقدر گریه کردم مامانم گفت دیگه نمیزارم بری من که میدونستم اونا چی میگن ،من از همه ی اینا خبر دارم بچه که نیستم ،۱۸ سالمه
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
بعد که آبجیم نذاشت من برم رفتم تو اتاق گریه کردمو و دختر داییم اومد گفت تو با من ۵سال اختلاف سنی داری ولی آبجیم نمیذاره ما بهت بگیمو و همه چی تقصیر آبجیته و اینا منم از اون موقع با آبجیم قهرم،بعد اونشب هم دختر داییم منو از اینستاگرام آنفالو و مسدود کرد
من خودمم با جاریم یکسال فاصله داریم ولی چون من متاهلم و اون هنوز چند ماه مونده ب عروسیش باهاش راحت نیستم و اصلااااا درمورد این چیزا باهاش صحبت نکردم چون احساس میکنم خیلی زشته
چقدر مثل منی منم هرموقع میرفتم همین کارا رو میکردن دیگه الان نزدیگ پنج ساله با همشون قطع ارتباط کردیم منم ۱۸ سالمه موقعی ک ۱۴ سالم بود دیگه با مادرم تصمیم گرفتیم با هیچ کدومشون حرف نزنیم حتا بمیرم راضی نیستم بیان سر قبرم