اومدم خونه مادرشوهرم از زیارت برگشتن بعد دخترعموی شوهرم اینجا بود مجرده .بعد هی با شوهرم گرم میگرفت و داداش داداش میکرد وقتی خواست بره خونشون شوهرم گفت با ماشین میرسونمت و بردش ک دم خونشون پیادش کنه یک ساعت بعد اومد میگه رفتم ب زن عموم سر بزنم.😟خونشون با ماشین دو دقیقه هم فاصله نداشت..اینم بگم دختر عموش هی زنگ میزنم ب شوهرم کاری داشته باشن..بدم میاد ازش حسم خوب نیست بهش